اندیشکده آمریکایی: حمله به ایران معیشت مردم آمریکا را با مشکل مواجه خواهد کرد

خبرگزاری فارس: یک اندیشکده آمریکایی در مورد اثرات حمله به ایران هشدار داد و گفت هر نوع درگیری با ایران قیمت نفت را به طرز سرسام‌آوری افزایش داده و معیشت مردم آمریکا را با مشکل مواجه خواهد کرد.

خبرگزاری فارس: اندیشکده آمریکایی: حمله به ایران معیشت مردم آمریکا را با مشکل مواجه خواهد کرد

به گزارش فارس، اندیشکده آمریکایی «راه سوم»، در مقاله‌ای به قلم «میک ائویان»، «آکی پریتز»، «لورن اوپنهایمر»، و «راب والتر» در مورد اثرات حمله نظامی به ایران بر اقتصاد بیمار جهانی و معیشت مردم آمریکا هشدار داد. در این مقاله آمده است نپذیرفتن ایرانی اتمی، الزاما به معنی پذیرش ضرورت حمله نظامی قریب‌الوقوع به تاسیسات اتمی این کشور نیست. این مقاله به دلایلی می‌پردازد که می‌تواند ضرورت اقدام نظامی را به چالش کشیده، و توضیح خواهد داد که چرا گزینه نظامی در حال حاضر و همینطور در آینده‌ای نزدیک، بهترین انتخاب ممکن برای آمریکا و هم‌پیمانانش نیست؛ دلایلی که در این انیشکده برای این استدلال آورده شده‌اند عبارتند از:

- ما هنوز از زمان کافی برای ممانعت از دستیابی ایران به سلاح اتمی برخورداریم؛

- حمله زودهنگام به ایران، متوقف کردن فعالیت‌های هسته‌ای این کشور را در بلندمدت پیچیده‌تر می‌سازد؛

- حمله شتاب‌زده به ایران، پیامدهای نامطلوبی را به اقتصاد شکننده جهانی تحمیل خواهد کرد.

- آمریکا هنوز مطمئن نیست که ایران قصد ساخت سلاح اتمی داشته باشد

- حمله نظامی حرکت شتاب‌زده‌ای است

به دلایل بسیاری، اینک زمان آزمودن گزینه نظامی نیست. ما برخی از این دلایل را در اینجا آورده‌ایم:

1. هنوز برای متوقف کردن ایران زمان داریم

ایران در حال جمع‌آوری مواد اولیه لازم است، اما هنوز مطمئن نیست که واقعا می‌خواهد با آنها کیک بپزد یا نه! به طور قطع ایران در حال جمع‌آوری تمام عوامل لازم برای ساخت یک بمب هسته‌ای است. با این حال، جامعه اطلاعاتی آمریکا -پس از بازبینی تمام اطلاعات و داده‌های طبقه‌بندی شده و طبقه‌بندی نشده موجود- هنوز به این باور نرسیده است که تهران در حال برداشتن آخرین گام به سوی تولید یک بمب اتمی حقیقی است. همانطور که مدیر کمیته اطلاعات ملی، اخیرا خطاب به کنگره گفته بود: «آنها یقینا در این مسیر [ساخت سلاح هسته‌ای] گام برداشته‌اند، اما ما باور نداریم که آنها حقیقتا تصمیم به ادامه مسیر و تولید یک سلاح هسته‌ای داشته باشند.»

* معاهده ان. پی. تی. حق توسعه، پژوهش، تولید، و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را برای تمام کشورها محفوظ می‌داند

چیزی که موقعیت را بیش از پیش پیچیده می‌سازد، این است که ایران معاهده ان. پی. تی را امضا کرده است. این قرارداد، در عین حال که برای تمام ملت‌ها حق توسعه، پژوهش، تولید، و استفاده از انرژی هسته‌ای در مقاصد صلح‌آمیز را محفوظ می‌داند، اما بیشتر کشورها را از ساخت یا دستیابی به فناوری اسلحه هسته‌ای منع می‌کند. ایران از همکاری کامل با بازوی اجرایی معاهده ان. پی. تی، یعنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خودداری می‌کند؛ و آژانس هنوز باید شواهد بیشتری را دال بر گذر ایران از مرزهای صلح‌آمیز استفاده از انرژی هسته‌ای پیدا کند.

* پیمودن مسیر باقی‌مانده تا دستیابی به بمب اتمی، به صورت مخفیانه برای تهران امکان‌پذیر نیست

ایران در مسیر دستیابی به اسلحه هسته‌ای قابل بهره‌برداری، چالش‌ها و موانع متعددی پیش رو دارد. ایران با کسب توان نظامی هسته‌ای هنوز فاصله قابل‌توجهی دارد که مخفیانه طی کردن آن، بسیار مشکل و تقریبا امکان‌ناپذیر است، و از سویی مشاهده کوچک‌ترین اقدامی در این مسیر به سادگی و وضوح، تمایل ایران به فعالیت‌های تسلیحاتی هسته‌ای را آشکار می‌سازد. این اقدامات را می‌توان شامل غنی‌سازی اورانیوم تا سطح تسلیحاتی، اخراج بازرسان آژانس، خروج از معاهده ان. پی. تی، آزمایش‌های هسته‌ای، و در نهایت تولید سامانه حمل بمب‌های هسته‌ای دانست.

* حکومت‌ها حتی پس از دستیابی به سلاح اتمی نیز مهارپذیرند

به علاوه، حتی اگر کشوری یک سلاح اتمی نیز تولید کند، باز هم می‌توان با تلاش‌های بین‌المللی مانع از به‌کارگیری آن سلاح شد. برای مثال، در سال 2003، لیبی برنامه سلاح‌های کشتارجمعی خود را متوقف و فناوری هسته‌ای خود را برای عادی‌سازی روابط بین‌المللی تسلیم کرد. یا می‌توان به آفریقای جنوبی اشاره کرد که حتی موفق شد اسلحه هسته‌ای بسازد، اما پس از مدتی داوطلبانه آنها را نابود کرد.

* آمریکا هر زمان که بخواهد می‌تواند تاسیسات هسته‌ای ایران را نابود کند

اما از همه مهم‌تر اینکه آمریکا با قدرتمندترین ارتش جهان، توانایی این را دارد که هر لحظه که بخواهد، برنامه هسته‌ای ایران را نابود کند؛ هرچند که انجام این کار ساده نیست، چرا که ایران کشور بزرگی است و برخی از پایگاه‌های هسته‌ای این کشور به خوبی محافظت می‌شوند. با این حال، جای شکی نیست که ارتش آمریکا می‌تواند از پس این کار برآید؛ هیچ محدودیت یا قید زمانی برای آغاز حمله وجود ندارد، و به علاوه به نظر نمی‌رسد که برنامه هسته‌ای ایران، زمانی بتواند چنان بزرگ و قدرتمند شود که از احتمال موفقیت حمله نظامی بکاهد. بنابراین نیازی به حمله شتاب‌زده به ایران وجود ندارد، و ما هنوز برای امتحان کردن روش‌های دیگر وقت زیادی داریم.

* حمله شتاب‌زده آمریکا به ایران، بر لزوم برخورداری ایران از تسلیحات اتمی صحه می‌گذارد

2. حمله شتاب‌زده می‌تواند در بلندمدت، عزم ایران برای ادامه این مسیر را افزایش دهد

حمله نظامی تاسیسات هسته‌ای ایران را نابود خواهد کرد، اما ایران به سادگی می‌تواند یک بار دیگر همه چیز را از ابتدا آغاز کند، و این حملات هرگز نمی‌توانند تضمینی برای نابود کردن اراده ایران در این مسیر محسوب شوند. از این گذشته، با یک حمله نظامی شتاب‌زده، آمریکا در حقیقت بر لزوم برخورداری ایران از تسلیحات توانمند (برای مثال هسته‌ای) صحه می‌گذارد.

* حمله به ایران، حمایت بین‌المللی از تحریم‌های فعلی را از میان خواهد برد

حمله زودهنگام به ایران می‌تواند توافق بین‌المللی مبنی بر لزوم متوقف ساختن برنامه هسته‌ای این کشور را از بین ببرد. اگر آمریکا نتواند شواهد مستدلی بر وجود فعالیت‌های تسلیحاتی در برنامه هسته‌ای ایران ارائه کند، حتی حامیان همیشگی آمریکا در جوامع بین‌المللی نیز به سختی حاضر به پشتیبانی از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران خواهند شد؛ و در این صورت، آمریکا دیگر حتی نمی‌تواند از ادامه ائتلاف فعلی ملل مختلف در حمایت از تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های انتقال فناوری اطمینان خاطر داشته باشد؛ و با اینکه بسیاری از حکومت‌های خاورمیانه که به طور طبیعی مواضع خصمانه‌ای نسبت به ایران دارند، ممکن است از استفاده از روش‌های قهرآمیز در برابر این کشور حمایت کنند، با این حال برخی از آنها نیز ممکن است (تحت اثر فشارهای داخلی) ناگزیر باشند که به طور علنی چنین اقدامی را محکوم کنند. چنین موقعیتی در تقابل کامل با وضعیت لیبی قرار می‌گیرد، که در آن کشورهای عربی آشکارا در پی مداخله نیروهای ناتو بودند.

* در صورت حمله به ایران، این کشور دیگر حاضر به همکاری با نهادهای بین‌المللی نخواهد بود

پس از حمله به تاسیسات اتمی ایران، امکان نظارت آمریکا بر فعالیت‌های هسته‌ای این کشور کاهش خواهد یافت. بمباران کردن ایران، انگیزه تهران در ارائه مجوز به آژانس یا جامعه بین‌المللی برای بازدید از تاسیسات اتمی را از بین خواهد برد؛ و از طرفی پس از حمله نظامی، همانطور که پیش از این نیز ذکر شد، توافق بین‌المللی برای وادار ساختن ایران به راه دادن بازرسان اتمی نیز انسجام و قدرت فعلی را از دست خواهد داد.

چنین موقعیتی بسیار شبیه به وضعیت عراق پس از حمله سال 1998 خواهد بود، زمانی که سازمان ملل دریافت که عراق مایل به همکاری با بازرسان تسلیحاتی نیست. در اواخر همان سال، نیروهای آمریکا و بریتانیا، تاسیسات تسلیحاتی عراق را بمباران کردند. با این حال نه تنها نگرانی‌ها در خصوص تسلیحات کشتارجمعی این کشور از بین نرفت، که دیگر فعالیت‌های اطلاعاتی یا بازرسان بین‌المللی در عراق (برای فرو نشاندن این نگرانی‌ها) نیز امکان‌ناپذیر بود؛ و این روند تا زمان اشغال کامل عراق در سال 2003 ادامه داشت.

* حتی «تهدید» بستن تنگه هرمز می‌تواند شوک بزرگی به بازار نفت وارد کند

4. حمله شتاب‌زده به ایران می‌تواند اقتصاد جهانی را بی‌جهت به مخاطره اندازد. اگر حمله نظامی به ایران یک ضرورت امنیتی به شمار آید، آنگاه دغدغه اقتصاد جهانی می‌تواند نامربوط قلمداد شود -زیرا منافع امنیتی ملی در ارجحیت قرار دارد. اما از آنجایی که ما هنوز وقت داریم، سیاست‌گذاران باید هزینه‌های احتمالی چنین اقدامی را برای اقتصاد بیمار و شکننده جهانی در نظر داشته باشند. اما چرا اقتصاد می‌تواند این چنین در برابر حمله نظامی به ایران آسیب‌پذیر باشد؟

ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت در جهان به حساب می‌آید، و 20% از نفت خام جهان از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی راه می‌یابد. اگر ایران «بخواهد» مسیر این تنگه را مسدود کند، اقتصاد جهانی متحمل ضربه شدیدی خواهد شد. یعنی حتی اگر این اراده تبدیل به عمل نشده و تنگه هرمز کماکان آزاد بماند، باز هم شوک قدرتمندی به بهای نفت وارد خواهد شد.

* با بسته شدن تنگه هرمز بهای نفت می‌تواند تا دو برابر نیز افزایش یابد

بهای نفت می‌تواند به شکل تصاعدی افزایش یابد. حمله نظامی به ایران بهای فعلی نفت را که اینک چیزی در حدود 100 دلار برای هر بشکه است، ۲۳ دلار به ازاء هر بشکه و یا حتی بیش از این افزایش خواهد داد. در صورت بسته شدن تنگه هرمز، باید حتی منتظر اتفاقات فاجعه‌آمیزتری نیز بود - تحلیل‌گران انرژی بر این باورند که با بسته شدن تنگه هرمز بهای نفت به راحتی می‌تواند تا دو برابر افزایش یابد.

* هر 10 دلار افزایش بهای نفت، 25 سنت بر قیمت بنزین خواهد افزود

چنین افزایشی در بهای نفت، پیامدهای هولناکی برای آمریکا خواهد داشت. بر طبق گزارش تحلیلی سال 2011 «دویچه بانک»، افزایش 10 دلار به بهای هر بشکه نفت، بهای بنزین در پمپ بنزین‌ها را در حدود 25 سنت افزایش خواهد داد. یک شوک نفتی می‌تواند با افزایش بهای بنزین، قیمت کالاهای مصرفی را نیز افزایش داده، و به تبع منجر به بالا رفتن نرخ بیکاری شود؛ و در نهایت می‌توان توقف یا رشد معکوس اقتصادی را انتظار کشید.

- رانندگان آمریکایی به طور متوسط روزانه 70/4 دلار صرف خرید بنزین می‌کنند، یعنی اندکی بیشتر از 1،700 دلار در سال. حال اگر بهای یک بشکه نفت 23 دلار افزایش یابد، تقریبا 250 دلار بر هزینه سالانه بنزین آمریکایی‌ها، با نرخ کنونی مصرف، افزوده خواهد شد.

- با افزایش 150 تا 200 دلار برای هر بشکه نفت، بهای هر گالن [تقریبا برابر با 8/3 لیتر] بنزین، 5 تا 25/6 دلار افزایش خواهد یافت، که این افزایش هزینه سالانه مصرف بنزین برای رانندگان آمریکایی را (با نرخ کنونی مصرف) به بیش از 1،100 دلار می‌رساند.

* افزایش بهای نفت، هزینه حمل و نقل و سفرهای هوایی را به شدت افزایش خواهد داد

به علاوه، همانطور که یاد شد شوک نفتی می‌تواند قیمت کالاهای مصرفی را نیز افزایش دهد.

- هزینه حمل و نقل افزایش خواهد یافت، که خود به تبع منجر به افزایش بهای کالاهای مورد نیاز طبقه متوسط آمریکا می‌شود. هزینه حمل و نقل کالا با کامیون، دست‌کم 11% افزایش می‌یابد. جابه‌جایی هوایی کالا حتی به نسبت حمل و نقل زمینی نیز گران‌تر خواهد شد، زیرا هزینه سوخت، بالغ بر 20 تا 30% کل هزینه‌های عملیاتی حمل و نقل هوایی را تشکیل می‌دهد.

- خطوط هواپیمایی به سرعت بر بهای بلیت‌های خود خواهند افزود، زیرا هزینه سوخت، نزدیک به 35% از کل هزینه‌های آنان را تشکیل می‌دهد. در ماه فوریه امسال، بهای سوخت جت، نسبت به ماه گذشته 1/9% افزایش داشت. بنابراین با افزایش بهای سوخت، قیمت بلیت هواپیما و نیز بهای خدمات دیگر -مانند هزینه بار- گران خواهد شد.

* بهای 150 دلاری هر بشکه نفت می‌تواند منجر به بیکار شدن 640،000 آمریکایی شود

بسیاری از چیزها از مصالح ساختمانی گرفته تا لاستیک ماشین و شیلنگ آب از مواد نفتی ساخته شده‌اند -بنابراین با افزایش بهای نفت، قیمت این اجناس نیز بالا خواهد رفت. روی‌هم رفته می‌توان ارتباطی 80 درصدی، میان بهای مواد شیمیایی نفتی، و نفت متصور شد.

باقی ماندن بهای هر بشکه نفت در سطح 150 دلار برای مدتی طولانی، می‌تواند منجر به بیکار شدن نزدیک به 640،000 آمریکایی شود.

حتی اگر بهای نفت به سرعت به میزان 110 تا 115 دلار برای هر بشکه بازگردد، باز هم چنین شوکی می‌تواند روند بهبودی اقتصاد بیمار آمریکا را دچار مشکلات چشمگیری سازد. به گزارش دویچه بانک، افزایش ده دلاری بهای هر بشکه نفت، در صورتی که برای مدتی به طول انجامد، منجر به کاهش 2/0 درصدی رشد تولید ناخالص ملی در آمریکا خواهد شد.

* افزایش سریع بهای نفت، رکود اقتصادی اروپا را جدی ساخته و اقتصاد جهانی را به مخاطره خواهد انداخت

با توجه به اقتصاد ضعیف‌تر و فقدان منابع داخلی نفت و گاز طبیعی، اروپا حتی بیشتر از آمریکا در برابر شوک نفتی آسیب‌پذیر خواهد بود. حتی بدون در نظر گرفتن بحران خلیج فارس نیز کمیسیون اروپا، برای سال 2012، کاهش 3/0 درصدی تولید ناخالص داخلی را در منطقه یورو پیش‌بینی می‌کند، که بی‌شک افزایش ناگهانی بهای نفت می‌تواند بر وخامت اوضاع بیفزاید. یکی از اقتصاددانان منطقه یورو پیش از این اعلام کرده بود که افزایش سریع بهای نفت می‌تواند رکود اقتصادی اروپا را بیش از پیش جدی کند.

رکود شدید اقتصادی در اروپا، پیامدهایی جدی برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. مبدا و مقصد نزدیک به 20% از صادرات و واردات دنیا، اروپا است. صندوق بین‌المللی پول، تا هم حالا نیز، سطح ارزیابی خود از رشد جهانی در سال 2012 را کاهش داده است؛ و به نظر می‌رسد که در صورت دست نیافتن به راه‌حلی برای بحران بدهی‌های اروپا، این نهاد 4/1 تریلیون دلار دیگر نیز از پیش‌بینی خود در خصوص تولید اقتصادی بکاهد.

* شوک نفتی می‌تواند ثبات اجتماعی در چین و به تبع روند بهبود اقتصاد در آمریکا را به مخاطره اندازد

یک شوک نفتی می‌تواند اقتصاد چین را به شدت تحت فشار قرار دهد. چین در صدر مصرف‌کنندگان نفت خام و گاز طبیعی ایران قرار دارد، و از این انرژی به عنوان سوخت اقتصاد در حال گسترش خود بهره می‌برد. در فقدان این واردات حیاتی، رشد اقتصاد چین به شدت کاهش خواهد یافت؛ و با توجه به اقتصادهای درهم تنیده جهانی، چنین رخدادی نه تنها می‌تواند ثبات اجتماعی در چین، که حتی روند بهبود اقتصادی در آمریکا را به مخاطره اندازد.

* در حال حاضر تحریم‌های اقتصادی و اقدامات دیپلماتیک بهترین گزینه‌های ممکن برای مقابله با ایران است

- نتیجه‌گیری

دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای غیر قابل‌قبول است. اما تا زمانی که این کشور تنها در حال جمع‌آوری مواد لازم برای ساخت بمب باشد، نمی‌توان از نیت تهران برای دستیابی به سلاح اتمی اطمینان خاطر داشت. در این میان می‌توان با تحریم‌های اقتصادی و اقدامات دیپلماتیک، حلقه محاصره را روزبه‌روز به دور ایران تنگ‌تر ساخت. باید به تهران زمان داد. ما [آمریکا] می‌توانیم با جدول زمان‌بندی خود، در نهایت بلندپروازی‌های هسته‌ای ایران را مهار کنیم. ممکن است زمانی، اقدام نظامی به بهترین گزینه پیش روی ما بدل شود. اما حمله‌ای زودهنگام و شتاب‌زده تنها متوقف ساختن ایران در بلندمدت را برای ما سخت‌تر خواهد ساخت، که به عبث، پیامدهای ناخوشایندی را برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. بنابراین در حال حاضر بهترین کار این است که تنها در حال آماده‌باش قرار گیریم.

انتهای پیام/100596/ج. ص